مهدى عبد اللهى / سيد محمد مرتضوى
26
دريا در قرآن ، حديث و فقه اسلامى (فارسى)
و زندگى را مختل نمايد و همينطور ، مانع از اين است كه آبهاى شيرين ، بيش از حدّ ، در درياهاى شور بريزد و آنها را به آب شيرين ، تبديل كرده و مصلحت شور بودن آنها را كه عبارت از پاكيزه كردن هوا و ديگر منافع است از بين ببرد . درياهاى شيرين ، پيوسته به وسيلهء بارانى كه از تبخير آب درياى شور به وجود آمده ، و از ابر ، بر روى زمين فرو ريخته و در مخازن آن ذخيره مىشود ، مدد مىگردد . همچنين به طور دايم درياى شور ، از طرف درياى شيرين با فرو ريختن آب رودها در آن ، مدد مىشود . پس دو درياى گواراى شيرين و نمكى تلخ در حالى كه به طور مستمر ، با هم تلاقى دارند در بين آنها ، مانعى است كه آنها را از غلبه بر يكديگر و نابودى شورى يا شيرينى هر يك ، بازمىدارد ؛ تا نظام زندگى و هستى ، از هم نپاشد و خدا داناتر است . « 1 » در تفسير نمونه ، دو مفهوم ديگر براى اين دو دريا ، گفته شده كه بيان آنها خالى از فايده نيست . الف - مىدانيم كه تمام رودخانههاى عظيم آب شيرين كه به درياها مىريزد ، در كنار ساحل ، دريايى از آب شيرين ، تشكيل مىدهند و آبهاى شور را به عقب مىرانند و علت اينكه به هم مخلوط نمىشوند ، وجود يك حجاب و حايل نامرئى بين آنهاست و اين حجاب ، همان تفاوت درجهء غلظت آب شور و شيرين و به اصطلاح ، تفاوت « وزن مخصوص » آنهاست كه سبب مىشود مدّت مديدى با هم مخلوط نشده و هر يك به ديگرى حجراً محجوراً ( دور باش ) مىگويد . جالب اينكه با جذر و مد آب درياها ( كه در شبانهروز ، دو مرتبه بر اثر جاذبهء ماه صورت مىگيرد ) اين دو درياى شور و شيرين با هم مخلوط نشده بلكه هنگام مدّ ، كه آب بالا مىآيد ، اين آبهاى شيرين ، وارد رودخانهها - ( جهت ريزش آب رودخانه به دريا ، برعكس مىشود ) و نقاط اطراف آن در خشكى شده و انسانها از زمان قديم از اين موضوع استفاده كرده ، با حفر نهرهايى ، زمينهاى فراوانى را زير كشت برده ، كه وسيلهء آبيارى آنها همين آب شيرين است كه هنگام مدّ دريا ، بر مناطق وسيعى گسترش
--> ( 1 ) . الميزان ، ج 19 ، ص 100 ، بيروت .